تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 921311
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



اندکی تامل
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 6 مهر 1395  10:10 PM | نظرات(0)

خواب دیدم قیامت شده است.
هر قومی را داخل چاله ایی عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند،بجز چاله ی ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رسانیدم و پرسیدم؛
عبید،این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده،
نگهبان نگمارده اند؟!
گفت؛می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله!!
خواستم بپرسم؛
اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند....
نپرسیده گفت؛
گر کسی از ما فیلش یاد هندوستان کند،
خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به ته چاله باز گردانیم!!

عبید زاکانی